او از موضوعی ساده اما قابل تأمل گفت؛ اینکه مدتی بود میدید روزبهروز تعداد بانوانی که برای اقامه نماز از صندلی استفاده میکنند، بیشتر میشود. حتی برخی از بانوان جوانتر نیز به دلیل مشکلات حرکتی، در انجام حرکات نماز با دشواری مواجه بودند.
همین مشاهده، برای او به یک دغدغه تبدیل شد.
او تعدادی از حرکات اصلاحی و تمرینهای ورزشی را میدانست و تصمیم گرفت دانستههایش را با دیگر بانوان محله به اشتراک بگذارد.
تمرینهای ساده و متناسب با شرایط بانوان، در مسجد آغاز شد و بهتدریج به یک فعالیت جمعی تبدیل شد. بانوان محله در این تمرینها مشارکت کردند و پس از مدتی، تغییرات برای خودشان نیز قابل مشاهده بود؛ مشکلات حرکتی برخی از آنان بهبود پیدا کرد و تعدادی از بانوان که پیشتر برای نماز از صندلی استفاده میکردند، دوباره توانستند ایستاده نماز بخوانند.
شاید این اتفاق در ظاهر، تنها یک فعالیت ساده ورزشی باشد؛ اما در نگاه «سلام محله»، همین اتفاقهای کوچک، نشانهای از ظرفیتهای بزرگ اجتماعی در دل محلات است؛ ظرفیتی که با شنیدن صدای مردم، شناخت مسئله و اعتماد به توانمندیهای خود آنان میتواند فعال شود.
این تجربه نشان داد که «سلام محله» فقط یک برنامه یا مجموعهای از خدمات نیست؛ فرصتی است برای دیدن ظرفیتهای پنهان محله و تبدیل دغدغههای مردم به راهحلهای ساده، در دسترس و ماندگار.
گاهی یک مشاهده ساده، یک دغدغه کوچک و یک نفر که تصمیم میگیرد برای حل آن قدمی بردارد، میتواند آغازگر تغییری باشد که زندگی چندین نفر را بهتر کند.
سلام محله یعنی مسئله را از زبان مردم بشنویم، راهحل را در دل محله پیدا کنیم و تغییر را با خود مردم رقم بزنیم.












نظر شما